آنچه می دويد من بودم ......

 کجاست ؟... بي ربط ترين  ترانه ي عمرم .... در انتظار عشق ..... ديدي خبرم کن ..... چيزي اينجا می دود ... از جنس مرگ .... چقدر آشناست ... گلويم آرام مي سوزد ....روحم همچون كوزه اي غريب ......ميان آب ايستاده است ..... گيج گيج ...سرد همچون نوك انگشتانم .....بي صدا مثل سكوت ..... آه ديدي ، يادم آمد .... من كه ديگر نيستم  .... (از چه بگويم .... حال و هواي اينجا را کسي نمي داند )...روحم اينجا بود ..نيست !!!!...چه وحشتناک ،فهميدم ..... آنچه می دويد من بودم .......

(:خودم ) ........

/ 70 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سميرا

salam khoobi man ye tazevaredam beman ham sar bezan rasti webloget kheili gazabe rast migama

سحر

باز گذاشتی رفتی ! خب چرا همچين می کنی !

زهرا

سلام به شما دوست عزیز/ضمن تبریک حلول ماه رجب ومیلاد امام محمد باقر(ع) وبلاگم را آپ کردم خوشحال می شوم نظرتون را بدونم/موفق باشید از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نكند. فرمود: رنج از دلبستگي‌هاي دنيايي جدا و به من نزديك‌ترت مي‌كند.

يک زن گمنام

نا اميدانه سرت زدم... پستی اگرچه نه چندان جديد اميدوارم کرد. هنوزم می شه قربانی اين وحشت منحوس نشد... هنوزم می شه اسير شب و کابوس نشد...

پونه

سلام دوست عزيز خوشحالم ابديت كردي /امده ام امدني نو متولد نشده ام كسي ديگرمرا نميزايد مادرم وقتي مرا زاد مرد بچه ي نحس و شومي ام اما امده ام امدني نو پوست انداختم ازفشار ها از سختي ها ديگرانقدرزمخت شده بودم كه همه بررويم يادگاري مي نوشتند وتمام جانم جاي يادگاريهايشان بود مرا ميديدند وبه خودمينگريستند ومي خنديدند پوست انداختم باپوستي ترد وشكننده كه حتي جاي نگاه تو مي ماند پس لطفامواظب باش مرا نخراشي

روزبه

سلام چه حسی!! دويدن بی آنکه بدانی..

سروش

سلام مرسی که به بلاگم سر زدی و به من محبت داشتی ببخشيد که دير جوابتو دادم به مدت طولانی ای مشغول درس و بحث و امتحان بودم باز هم مثل هميشه موجز و با احساسات زيبا بود

قطره

اين يادداشت رو برای ريتا ننوشتی؛ نه؟ فقط برای خواننده ها نوشتی؟ يا باز هم برای ريتايی که می شناختيش؟

مليسا

سلام کوچولو ها هم خوب دل دارن ديگه..سر نمی زنی؟

ستاره بانوی اسمان

سلام..در ارزوی داشتن لحظه ائی برای تنهائيهای خودم مانده ام فکر ميکنی از کدامين سو می توانم به تمنای بودن برسم؟؟؟؟